نوشته‌ها

۲۳اردیبهشت۱۳۹۹

ساختار مغز کودک به گونه ای است که بالاترین آمادگی برای اتصالات عصبی را داردو در حقیقت در بستر این اتصالات وسیم بندی های زیاد است که مغز بزرگ تر می شود و به اصطلاح هوش افزایش می یابد.

در مغز پذیرای تجربه ی کودک سلول های مغزی که به هم متصل نشوند هرس میشوند حتی ممکن است تا زمان نو جوانی باقی بمانند وآنجا هرس شوند. مهم ترین این اتصالات در بستر آموزش های متنوع اتفاق می افتد و روانشناسان عصب شناس به دوران اولیه ی کودکی‌‌‌‌،دوران طلایی ی رشد می گویند. هرچقدر کودک در معرض تجربه های جدید(آموزش استاندارد کودک) قرار بگیرد شانس بالا رفتن بهره هوشی کودک بیشتر خواهد بود و دوام یادگیری بیشتر می باشد .در واقع سلامت هوش در گرو آموزش کودکی می باشد. آموزش در دوران کودکی مانند بافتن یک شبکه گسترده از اتصالات سلول های مغزی است که مغز خودش خودش را می بافد و رشد می دهد.
این ساختار رو به توسعه تقریبا در پایان هشت سالگی حدود نود درصد از خودش را تکمیل کرده است و پس از آن تقریبا رشد مغز متوقف ی شود!دوران طلایی رشد را از دست ندهیم!

۲۳اردیبهشت۱۳۹۹

ساختار مغز کودک به گونه ای است که بالاترین آمادگی برای اتصالات عصبی را داردو در حقیقت در بستر این اتصالات وسیم بندی های زیاد است که مغز بزرگ تر می شود و به اصطلاح هوش افزایش می یابد.
در مغز پذیرای تجربه ی کودک سلول های مغزی که به هم متصل نشوند هرس میشوند حتی ممکن است تا زمان نو جوانی باقی بمانند وآنجا هرس شوند. مهم ترین این اتصالات در بستر آموزش های متنوع اتفاق می افتد و روانشناسان عصب شناس به دوران اولیه ی کودکی‌‌‌‌،دوران طلایی ی رشد می گویند. هرچقدر کودک در معرض تجربه های جدید(آموزش استاندارد کودک) قرار بگیرد شانس بالا رفتن بهره هوشی کودک بیشتر خواهد بود و دوام یادگیری بیشتر می باشد .در واقع سلامت هوش در گرو آموزش کودکی می باشد. آموزش در دوران کودکی مانند بافتن یک شبکه گسترده از اتصالات سلول های مغزی است که مغز خودش خودش را می بافد و رشد می دهد.این ساختار رو به توسعه تقریبا در پایان هشت سالگی حدود نود درصد از خودش را تکمیل کرده است و پس از آن تقریبا رشد مغز متوقف ی شود!دوران طلایی رشد را از دست ندهیم!ddddd

۲۳فروردین۱۳۹۹

در سال های اخیر اگاهی والدین به روش های درست تربیت فرزند بالا رفته است و رسانه ها و روان شناسان تلاش میکنند تا سبک های تربیتی درست را به خانواده ها آموزش دهند.
روش های تربیتی گذشته مثل کتک زدن و تنبیهات بدنی خیلی کم شده است وبه جای آن سبک های جدیدی از فرزند پروری شکل گرفته است . ما در اینجا لازم است که یک اشاره کوچک به سبک های فرزند پروری قدیمی که در ایران رایج بوده است داشته باشیم و به طور مفصل تر به معرفی سبک های فرزند پروری مدرن و پست مدرن خواهیم پرداخت .
در سبک های فرزند پروری قدیمی ما ۴ الگوی رایج داشتیم
والدین مقتدر
 والدین سهل گیر
والدین غفلت کننده
والدین دیکتاتور
در رویکرد های جدید والد گری را به ۳ دسته تقسیم میکنند:
 والدین بد ( تحقیر و سرزنش کننده )
 والدین ناکافی
 والدین القا کننده ( با طناب احساس گناه کودک کنترل میشود )
از طرفی دیگرنوع دیگری از والد گری را اینگونه تقسیم میکنند :
سبک والدین لوس کننده ( بیش حمایت کننده / والدین هلی کوپتری)
 سبک تحقیر و سرزنش کننده
 سبک ارزش گزاری بیرونی
 سبک ارزش گزاری درونی ( بهترین سبک والدینی )
 سبک نادیده گیرنده ( غفلت کننده )
والدین هلی کوپتری یا بیش حمایت کننده :
نسل جدید فرزند پروری را که میتوان ان را فرزند پروری مدرن نامید ( چون در ظاهراز اصول علمی فرزند پروری تبعیت میکند ) و متاسفانه منجر به فرزند سالاری شده است. روشی که درجامعه ی ما در حال حاضر خیلی فراگیر شده است . این والدین پیام اشتباهی را از علم روانشناسی روز گرفته اند و آن این است که ” والدین بی چون و چرا و در هر حالتی به خواسته های کودک پاسخ مثبت بدهند وگرنه کودک آسیب خواهد دید “
در واقع این والدین بر خلاف والدین سنتی، از طرف دیگر دچار تفریط شده اند . سهل گیری بیش از حد والدین سبب شده است که این کودکان بسیار لوس و پر توقع بار بیایند .
مشاهدات میدانی نشان میدهد که در حال حاضر دو سبک تربیتی غالب در بین والدین ایرانی فراگیر تر است . یکی سبک فرزند سالاری و لوس کننده و دیگری سبک فرزند پروری القا کننده .
هر دو این سبک ها نشان دهنده ی تعارض درونی والدین میباشد .همچنین نتیجه داشتن ذهن غالب سیاه و سفید و عدم فرایندی بودن ذهن در اکثر این والدین است. چون کتاب های جدید فرزند پروری به ما گفته اند که فرزندان خود را درک کنند و خواسته های خود را به آنها تحمیل نکنید . برداشت برخی از والدین از جمله ی فوق این است که والد پاسخگو به هیچ کدام از خواسته های فرزندش ” نه ” نمیگوید . و هر چیزی که فرزندش خواست فورا انجام میدهد .نتیجه این برداشت غاط، پرورش بچه های لوس فرمان ناپذیر طلبکار و اهمال کار است . یادمان باشد که اگر نظریه های جدید فرزند پروری میگوید که فرزندان خود را در ک کنید منظورشان درک نیاز های واقعی فرزندان است و نه نیاز های کاذب. والدین آگاه میتوانند نیاز ها و احساسات واقعی و کاذب فرزندان را از همدیگر تشخیص دهند و جایی که فرزند میخواهد از والدین استفاده ابزاری کند اصلا اجازه چنین کاری را به او نمیدهند . مثلا هنگامی که در برابرگریه های درخواست و ابزاری کودک خود بی توجهی نشان میدهد البته گاهی مشکل برخی ازوالدین این است که حتی نمیتوانند نیاز ها و احساسات واقعی وکاذب را از هم متمایز کنند .
روش های پست مدرن در فرزند پروری معتقد است که والدین بیش مراقبت کننده یا والدین هلی کوپتری بیشترین آسیب را به کودکان وارد میکنند. در این شیوه والدین به جای کودک همه کارها را انجام میدهند و پدر ومادر به جای کودک احساس میکنند و یا به جای کودک مشق مینویسند و فقط به جای کودک امتحان نمیدهند. اینها والدینی هستند که فرزندان را مانند هلی کوپتر بردااشته و مستقیم بالا برده اند و کودک خودش هیچ تلاش و کوششی برای امور و کارهایش انجام نداده است و این یکی از پیش زمینه های اصلی پرورش شخصیت خودشیفته در این کودکان است .
این پدر مادرها اجازه تجربه کردن واشتباه کردن و با چالش مواجه شدن را به کودک نمیدهند از این رو کودکان هیچگاه پیامد های واقعی رفتار خود را دراجتماع و دنیای واقعی روبرو نخواهد شد و تنها یک اعتماد به نفس کاذب و عزت نفس پایین خواهد داشت . براورد این ها در بزرگسالی از مشکلات غیر واقعی است یابیش انگاری است یل کوچک انگاری . زیرا اینها هرگز تجربه رویا رویی با مشکلات و چالش های واقعی هر چند کوچک را در زندگی نداشته اند . سرایت هیجانی در این نوع والدین با فرزندان بسیار بالا است . به طور مثال اگر کودک در مهد کودک کتک خورده باشد والد به گونه ای هیجانی عمل میکند که گویا خودش کتک خورده است . والد حتی گاهی در مهد کودک یا مدرسه مربیان و یا معلمان و دیگر دانش آموزان را مورد مواخذه قرار میدهند که چرا فرزند من در فلان مسابقه اول نشده و یا چرا مسابقه سخت بوده استtچرا دانش آموز دیگری برنده شده استt این کودکان در آینده افرادی بی مسیولیت و بی انگیزه و بی پشتکار و به اصطلاح عامیانه بی دست و پا بار می آیند . این نوع کودکان در بزرگسالی هنگامیکه متوجه خیانتی که والدین در حق آنها کرده اند میشوند به شدت نسبت به والد خشم پیدا میکندو والدین را مسئول بدبختی ها و عدم پذیرش اجتماع و ناکارامدی خود میدانند .
سبک های فرزند پروری ارزش گزاری درونی :
در فرزند پروری پست مدرن از ابتدا این شعار را در کوکان درونی میکند که هیچ کسی از اشتباه مبرا نیست و هر کسی ممکن است که اشتباه کند هر اشتباهی تاوانی دارد و اگر اشتباه کردید شهامتپذیرش آن و عذرخواهی را داشته باشید . این بر خلاف سبک های سنتی است . که اجازه اشتباه به کودکان داده نمیشد و والدین در چشم کودک خداگونه بودند که هیچ گاه اشتباه مرتکب نمیشوند .
اما در این روش های پست مدرن که ارزش گذاری درونی نام گذاری میشوند والدین را هم انسان های میداند که مثل هر انسانی جایز الخطاست و همه هیجانات را به رسمیت میشناسد . این روش معتقد است خشم/ غم/ اضطراب /شادی / ترس / عشق و نفرت و خجالت در همه انسان ها وجود دارد و والدین هم ممکن است برخی اوقات خشم بی دلیل نشان دهند و یا به خاطر دل شکستگی یا غمگینی گریه کنند. و در واقع این روش این باور را در کودکان نهادینه میکنند که همه احساسات ما با ارزش هستند و برای بقا زندگی ما هستند و ابزار متناسب آنها با محیط نشانه ی پختگی و سلامت فرداست . در این سبک ها خود را ابر انسان نمیدانند بلکه به کودکان خود نشان میدهند که آنها هم ممکن است اشتباه کنند ولی میتوان عذر خواهی کرد و اشتباه را جبران کرد . از طرفی والدین نیاز ها و هیجان های کاذب کودکان را از نیاز های واقعی نشان به خوبی تشخیص میدهند و اجازه نمیدهند کودکان از آنها سو استفاده کنند . این والدین متناسب با بافت عمل میکنند و جایی که لازم است محکم و استوار و مقتدرانه برخورد میکنند این کار راانججام میدهند و جایی که محبت وهمدلی لازم است آنرا انجام میدهند . والدین پست مدرن خودشان الگوی عمل درستی برای فرزندان هستند و چیزیرا به کودک القا نمیکنند که خودشان به آن عمل نکنند آنها به نقاط قوت و ضعفخود کاملا واقف هستند ونمیگذارند عقده ها و کمبود هایشان روند تربیت کودکان را مختل کند. از منظر دیگراگر بخواهیم یکی از اصلی ترین پایه هایفرزند پروری سالم را نام ببریم بی شک همان سبک ودل بستگی ایمن میباشد که در مقالات آینده به طور مفصلی به آن خواهیم پرداخت .
سبک والدینی ارزش گزاری بیرونی (القا کننده )
در واقع سبک القا کننده شکل خزنده ی سبک مستبد و دیکتاتوری است . در قدیم والدین مستقیما به کودکان خود دستور میدادند و یا نظرات و خواسته های خود را به آنها تحمیل میکردند . با مدرن شدن جامعه ، سبکی از فرزند پروری روی کار آمده که ظاهر این سبک شبیه والدین پاسخگو و سالم است اما در باطن و عمق آن در واقع مستبدانه است . والدین القا کننده هرچند در ظاهر به فرزندان خود میگویند هر طور نظر خودت است یا هر طور که خودت دوست داری همان کار را بکن . ولی در باطن و به شکل خزنده خواسته های خودشان را طوری به فرزندان القا میکنند که در نهایت نظر والدین انجام شود . والدین القا کننده نظرات و خواسته های خودشان را از طریق القای احساسات مختلف یا القایانتظار به خورد فرزندان مبدهند . گاهی با القا احساس گناه یا القای ترس و یا القای انتظار است . به جملات زیر دقت کنید :
غذارو دوست نداشتی که نخوردی
از صبخ توی آشپز خونه بخاطر تو دارم آشپزی میکنم ( القای احساس گناه و شرم )
این والدین پیام های متعارض و مخالفی را همزمان ارسال میکنند و از این نظر سبک القا کننده ادامه سبک مستبدانه است . با این تفاوت که در آن استبداد شکل نهفته و پنهان دارد . مثلا والدین کمال گرا نمونه دیگر سبک القاکننده هستند . چون دایما به فرزندان القا میکنند که اگر انتظارات ما را براورده کنید فرزندان خوبی هستید و گرنه خوب و قابل پذیرش نیستید . در واقع سبک القا کننده درست برعکس سبلک لوس کننده ( والدین هلی کوپتری ) هستند . هرچند سبک القا کننده ظاهرموجهی دارد ولی باطن آن عدم احترام به شخصیت و تصمیمات طرف مقابل است . یکی از عوارض اصلی سبک القا کننده این است که خود باوری و عزت نفس طرف مقابل را میگیرد و کودک درباره درست یا غلط بودن کارش به قطعیت نمیرسد . مثلا وقتی که مادری به فرزندش میگوید من بخاطر تو از وقتیکه به دنیا امدی سرکار نرفتم ، درست رو بخون جلوی فامیل سرافکنده نشم ، بابات خیلی من و تذیت کرد بخاطر تو باهاش زندگی کردم .
با شنیدن این کلمات کودک احساس بی کفایتی و احساس گناه میکند .
تحقیقات نشان داده است که وقتی فرزندان در معرض القای احساسات منفی و مزمن باشند احساس ناتوانی و بی کفایتی در آنها نهادینه میشود . همچنین دایما درست یا غلط بودن مسایل شک میکنند و نمیتوانند خواسته های درونیخودشان را از خواسته ها و نیاز های دیگران به درستی تفکیک کنند .
اینگونه فرزندان القا پذیر بار آمده، مستعد این هستند که در آینده با القا احساس کنترب شوند.
این والدین مرتب به جای کودک تصمیم میگیرند و به جای آن احساس میکنند و تصمیم میگیرند که کدام غذا خوش مزه است و به جای پوست کودک قضاوت میکنند که کدام لباس راحتر و نرم تر است . و معمولا مفاهیم را به صورتی که کودک از محتوای آن هیچ فهمی نداشته و تنا باشرطی شدن میقبولانند که مثلا میوه بخور ویتامین داره ….. کودک میگوید من میوه دوست ندارم و ویتامین نمیخوام . مادر میگوید تو نمیفهمی ….. در اینجا القا به کودک که این تصمیمی که من گرفتم برای تو بهترین تصمیم است و تو نمیفهمی . والدین القا کننده میگویند میخایم بریم پارک هوا سرده کاپشنت رو بردار ، این القا به کودک است . اما اگر به کودک بگوییم برو بیرون نگاه کن اگر بیرون سرد بود کاپشنت رو بردار و یا اینکه کاپشنت رو بردار اگه احساس سرما کردی بپوشی .
در اینجا انواعی از مهمترین القا ئات والدین را باهم مرور میکنیم.
القائ انتظار:
کودکان درسالهای زندگی کردن با والدین یاد میگیرند که انتظارات خزنده وغیر مستقیم والدین از آنها چیست . کم کم حتی بدون اینکه والدین دستور مستقیمی بدهند کودکان حتی از نوع نگاه کردن و نشستن والدین پیام هایی دریافت میکنند و سعی میکنند آنها را درونی کنند . والدینی که فرزندان خود را اینگونه با پیام های غیر مستقیم کنترل میکنند به آن القای انتظار میگویند . فرزندان حتی در مورد موضاعات اصلی تر زندگی میتوانند انتظارات والدین از خودشان را حدس بزنند و طبق سبک های دلبستگی ایمن یا ناایمنی که به والدین خود دارند و یا طبق کنترل آشکار یا خزنده ای که والدین روی آنها دارند توقعات والدین را براورده کنند . طبق نظر دانشمندان پیام شناس القای انتظار خزنده ترین بند ناف عاطفی است . القای انتظار دو سطح دارد : یکی القایانتظار لحظه ای و دیگیری القای انتظار دایمی.
در القای انتظار لحظه ای والدین با جملاتی که در همان لحظه به فرزندان میگویند یک پیام ضمنی را القاء میکنند .
اما القائات انتظار دائمی پیام های همیشگی و با تکرار بالایی هستند که والدین در فرزندان درونی میکنند . این پیام ها به صورت قوانین نانوشته ای در ذهن بچه ها حک میشود و بعضی از آنها عمیق ترین درون فکنی های فرد را در طول زندگی رقم میزنند . همچنین ممکن است در پیام های والدین القای احساساتی مثل گناه ، عشق، ترس، خشم،و غیره نهفته باشد و والدین با القای این احساسات بچه ها را به فرمان برداری سوق دهند. چرخه های معیوب تعامل که توسط القائات پیچیده ی انتظار و گناه، شرم، عشق و غیره ایجاد میشونند ، آنقدر ناخودآگاه در زندگی فرد تنیده میشوند که بدون اینکه خودش …….همان سیکل معیوب را با همسر و فرزندانشدر آینده ادامه خواهد داد.به این جملات دقت کنید :
خجالت نکشیدی جلوی این جمع این حرف رو زدی ( القای خجالت )
شب که بابات بیاد بهش میگم چیکار کردی (القای ترس )
انتظار نداشتم که انقد بی فکرانه اقدام کنی ( القای بی کفایتی )
به جهنم که درس نمیخونی دودش تو چشم خودت میره ( القای ترس و بی کفایتی )
میدونی که چقد دوست دارم بخاطر من این کار رو بکن (عشق )
زحمت کشیدم تورا به اینجا رسوندم ( انتظار گناه )
من خیالم از توراحته میتونی همه کارارو انجام بدی ( القای کمال گرایی و انتظار توانمندی )
منبع : دانیل جی سیگل، دکتر حبیب الله اکبری
۲۳فروردین۱۳۹۹
با توجه به این بحران همه گیر و جهانی که انسانهارا درگیر خود کرده است،دو نوع پاسخ نا سالم و یک نوع پاسخ سالم می توان به این وضعیت داد؛
یکی از *پاسخ های ناسالم*،اضطراب بیمارگونه است که با بزرگ جلوه دادن این بیماری(حتی بیشتر از آن که در واقعیت است)و اشتغال ذهنی بسیار زیاد به جزئیاتی که در کنترل ما نیستند،اتفاق می افتد.
دسترسی زیاد به اخبار و اطلاعات در دنیای فعلی، ما را درگیر جزئیات نالازم کرده و باعث بالا رفتن سطح اضطراب،از دست دادن آرامش،حملات پانیک،برهم خوردن تنظیم خواب،تپش قلب و… و در نهایت باعث به خطر افتادن سیستم دفاعی بدن می شود
*پاسخ ناسالم دوم:* نداشتن هـیچ گونه اضطراب و نگرانی و دست کم گرفتن این اوضاع خصوصا در قشر جوان که رعایت نکات ایمنی را نشانه ی بزدلی و ترس می دانند
*پاسخ سالم به این اوضاع:* داشتن سطحی از اضطراب سالم است،یعنی نگرانی و اضطراب را در سطح طبیعی نگه داریم و در نظر داشته باشیم که اوضاع انگونه که متخصصین اعلام کرده اند عادی نیست و باید مراقبت های لازم را انجام داد در نهایت اینگونه قلمداد نشود که هیچ گونه مشکلی وجود ندارد و یا اینکه اوضاع انقدر بد است که ما یا عزیزانمان در این بحران از بین خواهیم رفت.
اما پس از برطرف شدن این بحران اغلب متخصصین و روانشناسان معتقدند که اسیب پذیرترین قشر در میان افرادی که تبعات آن را با خود خواهند داشت *کودکان* می باشند.
کودکان ما به شدت به دنبال پاسخ دادن به این پرسش هستندکه *جهان چگونه جایی است* و زمانی که ما در این بحران ،جهان را جایی ترسناک به همراه هیولایی به نام ویروس کرونا ترسیم کنیم بالطبع بعد از پایان این دوره کودکان این جهان را جایی *ناامن* دانسته و امنیت روانشناختیشان به خطر خواهد افتاد.
راهکاری که در این شرایط می تواند به عنوان مدیریت بحران تلقی شود،پرسیدن این سوال است که ایا خواندن و دیدن اخبار ها کمکی به ما می کند که در این شرایط واکنش سالمتری داشته باشیم؟
به نظر میرسد در این شرایط برای کنترل سطح اضطراب و رسیدن به سطحی از ارامش می توان با *ورزش کردن و انجام تمرینات ارامش بخش و ریلکسیشن و خواندن کتاب های مرتبط با ذهن اگاهی،شنیدن موسیقی*، با اضطراب ناسالم مبارزه کنیم.
در این راستا خواندن کتاب *سیلی واقعیت از دکتر راس هریس* را به شدت توصیه می کنم.
مدیریت مهد کودک نارنج
فرشته عنبرستانی
۱۲فروردین۱۳۹۹
کشف بدن بخشی از فرایند طبیعی رشد در کودکان میباشد. در واقع کودکان در سن ۳تا۵ سالگی متوجه جنسیت خود شده و نسبت به تمایز جنسی خود با دیگران کنجکاو شده و سعی در دید زدن والدین یا دیگر کودکان را دارند. به طور مثال هنگامی که کودکی کوچکتر را در حال تعویض پوشک ببیند حساس و کنجکاو میشوند.
در واقع این فیزیکی از مراحل رشد کودک انسانی میباشد که گاهی ممکن است برای والدین ترساننده یا نگران کننده باشد. ممکن است که کودکان گاهی با اندام های جنسی خود بازی کرده و یا خود را به دسته مبل یا روی زمین و یا حتی به بدن والد بمالد.
این رفتارها تا زمانیکه شدت زیادی نگرفته باشد نگران کننده نیست. از طرفی این رفتار ها در کودکان رنگ و بوی جنسی ندارد. زیرا کودکان در این سن اصولا از میل جنسی آگاهی ندارند.
نکته دیگر این است که ممکن است در بعضی کودکان این رفتار ها اصلا مشاهده نشود که باز هم طبیعی است. گاهی خود ارضایی به دلیل تحریکات محیطی صورت میگیرد و کودک از این لذت آگاه میشود.
به طور مثال وسواس به خرج دادن در شستشوی کودک و یا امروزه به دلیل استفاده از صندلی ماشین و کالسکه که سگک داخلی آن ممکن است سبب تحریک کودک شود. این رفتارها رایج تر شده است . بازی های کودکان هم در این سن رنگ و بوی جنسی میگیرد. به طور مثال دکتربازی یا مامان بابا بازی که ممکن است در حین این بازی ها لباس های خود را پایین کشیده و اندام های جنسیشان را به همدیگر نشان دهند که باز هم طبیعی است. و واکنش مادر در این شرایط نباید افراطی باشد و اینجا همان نقطه ای است که باید به کودک آموزش حریم خصوصی داده شود.
گاهی والدین میپرسند که این خودارضایی کودکان تا کجا نگران کننده نیست . درحقیقت این رفتار ها اگر دغدغه ی هر روزه کودک شود حتما باید به مشاور مراجعه کرد زیرا گاهی این با برخی نشانه های همراه دیگر میتواند دلیل اختلالات اضطرابی یا اختلالات عاطفی کودک باشد.
دکتر سارا سوری
مشاور و روانشناس کودک و نوجوان و خانواده
۱۲فروردین۱۳۹۹

پرندگان موجوداتی هستند که کودکان آنها را در خانه نگهداری و نسبت به آنها احساس علاقه و دوستی می کند. گفت و گو درباره اندازه ,شکل ,رنگ ,صدا ,خوراک ,رفتار و تولید مثل این جانوران برای کودکان جالب و هیجان انگیز است.

پرنده های کوچک ,خوش رنگ و رنگارنگ ,باغی و دریایی ,خوش آواز و یا بد صدا, همگی شباهت هایی با هم دارند که نشان می دهد پرنده اند. همه پر,بال,دوپا,منقار دارند. بیشتر پرندگان قادرند پرواز کنند. عضلات توی سینه ,استخوان های سبک با سوراخ های مشبک ,کیسه های هوا و پرهای و بال و دم کمک می کند تا پرنده ها پرواز کنند.
پرنده ها به جای دندان ,منقار دارند و یا نوک قوی و سبکی دارند که با آن همه کار انجام می دهند. غذا خوردن ,غذا دادن ,آراستن پرها, ساختن لانه و شکار ,به وسیله منقارشان غذا را خرد می کند.
یکی از اهداف برگزاری این پروژه در نارنج این بود که دلبندانمان در خلل بازی و کاردستی که اصل اول تمام فعالیت های نارنج است با پرندگان، زندگی آنها ، گونه های مختلف آنها ، تفاوت ظاهری پرندگان ، محل زندگی پرندگان آشنا شوند .
در این پروژه کودکان فعالیتهای مختلف هنری، بازی، قصه و نمایش، مفاهیم ریاضی و علوم و اجتماعی و… در جنبه های رشد شناختی ، عاطفی و اجتماعی، کلامی،حسی و حرکتی و خلاقیت تجربه کردند.
۵فروردین۱۳۹۹
کتاب روشنگر است ودانایی شادی بخش .
پیمان نامه حقوق کودک:همه کودکان حق دارندبه اطلاعات مناسب دسترسی داشته باشند انها می توانند از طریق کتاب،روزنامه ،رادیو ویا تلویزیون به اطلاعات درست وسالم دسترسی پیدا کنند.
جستجو برای به دست اوردن دانش از راه خواندن از اهمیت ویژه ای برخورداراست وبنیاد ان در کودکی گذاشته می شود.
ما در مهد کودک نارنج این پروژه را با اهداف آشنایی کودکان با کتاب و کتابخوانی برگزار کردیم . و این پروژه همانند سایر پروژه های نارنج با محوریت بازی و کاردستی برگزار شد که از طریق بازی ها و کاردستی ها کودکان با کتاب ونگرش درست به کتاب، شیوه ی تهیه کتاب، مراحل اماده شدن کتاب از نویسنده تا چاپ، شغل های که باکتاب ارتباط دارند، نقش کتاب در بیان متن کتاب با کتابخانه و موضوع امانت داری آشنا شدند .
در واقع هدف اصلی ما آشنایی با احساس بود و کودکان احساس کنند اگر کتاب بودند ،دوست داشتند با آنها چه رفتاری داشته باشند.
کتاب پیام اور صلح است
۹اسفند۱۳۹۸

قرن حاضر، قرن موفقیتهای علمی و فنی می باشد. درنتیجه پرورش تصور خلاق در کودکان و هدایت انسان به قدرت درک و تشخیص رویدادهای اطراف اهمیت ویژهای دارد. برای گذر از عصر اطلاعات و ورود به دنیای آینده باید کودکان را توانمند، خلاق، ارتباطگر با فناوریهای جدید روز تربیت کرد.

سالهای کودکی یکی از پُربارترین دورهها در پیشرفت نیروهای خلاقه و حس زیبایی شناسی کودکان شناخته می شود. ذهن و روح کودکان در این سن همچون لوح سفیدی است که پذیرای تأثیرات مهم تربیتی و محیطی می باشد. پرورش هنر نقاشی یکی از راههای مؤثر در ایجاد خلاقیت است که میتواند علاوه بر رفع نیازهای طبیعی کودک، موجب ارتقای حس زیبایی شناسی، توجه به محیط اطراف، کنجکاوی، قدرت تجسم و تخیل، اعتماد به نفس و پرورش خلاقیت در کودکان گردد و به رشد شخصیت، اندیشه، مهارت، کارآیی و قدرت سازگاری کودک با محیط کمک کند. با توجه به نقش اساسی خلاقیت در تمام مراحل زندگی، ضروری است که این توانایی ارزشمند در کودکان پرورش یابد.

در ابتدا لازم است تعریف اجمالی از واژه هنر داشته باشیم:

هنر یکی از نیازهای اساسی زندگی انسان می باشد. متمایزترین شکل فعالیت اجتماعی که در شکوفایی و تکامل شخصیت و بهبود و پالایش روان وی، سهم بسیاری داشته است.

شوق انسان به هنر، بسیار عمیق و ریشهدار است. هنر میتواند به اعماق وجود انسانها نفوذ کند و بیشتر به تناسب و موزون بودن کارها نظر دارد. پایگاه کار هنر در وجود انسان است. آنچه در بیرون نمایان می شود، صورت هنر که در قالب شکل، نشانهها و … نمایش داده می شود. در حقیقت، هنر فهمیدن را هدایت میکند و فهم با کمک ذهن و مهارتها، نقشی را در بیرون از آن به نمایش در میآورد.

در واقع، هنر به انسان کمک میکند تا استعدادهایش را شکوفا نماید، زیباییهای اطراف را بشناسد و در زندگی خود از آنها به کار گیرد.

هنر یک فرد از طریق احساسات هنری او نمایش داده می شود. یک اثر هنری کلیه ابعاد روحی و روانی فرد را تحت تأثیر خود قرار میدهد. ارتباط مستقیم با هنر دامنه ادراک را گسترش داده، تخیّلات را پُربارتر و به روند ترکیبی و تحلیل ذهن عمق میبخشد. هنر میتواند نیازهای کودکی را که نسبت به زندگی روزمره خود بیتفاوت شده است، برآورده نماید.

در حقیقت هنر میتواند بهترین نمایش دهنده درون افراد باشد و مسلماً نقش اساسی در رشد عاطفی و روانی وی ایفا کند.

هنر در کودکان

هنگامی که نوزادی به هنگام تولد گریه میکند، گویی فریاد میکشد که چرا از یک مکان آرام به دنیایی قدم گذاشته است که شگفتانگیز و پیچیده و تاحدی ناامن می باشد. او در این هنگام نیازمند آغوش گرم مادر خود است تا در شب هنگام با صدای لالایی او به خواب رود. لالایی های مادر که با آهنگی دلنشین همراه است، اولین تأثیرگذاری هنر بر روی جسم و روان کودک می باشد. این آهنگهای آرامبخش که نسل اندر نسل منتقل شدهاند، تأثیر بسزایی در سخن گفتن و رشد مغز کودک دارد و از این زمان تا زمانی که وی به مهدکودک میرود، شامل دورانی است که کودک در خانه و در کنار والدین در حال یادگیری و آموزش است.

در آموزش چهار عامل نقش مهمی دارند که عبارتند از:

 • مربی با انگیزه

 • آموزش گیرنده با انگیزه

 • محتوی آموزشی مناسب

 • فضای آموزش مناسب

در ادامه مقالات تلاش می شود تأثیر عناصر مختلف هنر را بر روی پرورش خلاقیت در کودکان بررسی گردد.

مهد کودک بازی محور پرورش خلاقیت در کودکان بازی درمانی در کودکان روانشناسی در مهدکودک

۴اسفند۱۳۹۸

جشن سپندارمذگان روز گرامیداشت زن وزمین می باشد. هر ملتی از اغاز پیدایش تاکنون برای خود اداب وسننی داشته که همیشه مورد احترام بوده.وهرساله ان رابه یاد می اوریم. چراکه هرسنتی یاداور یک بزرگداشت می باشد.اداب و رسوم گذشته ی هرملتی در واقع هویت وشناسنامه ان ملت است.اگر هویت یک ملت دچاراختلال شود، تفکر ان ملت نیز دچار مشکل می شود. فرهنگ ملت است که می تواند یک جامعه رابه پیشرفت ورونق برساند،مردم ایران دارای فرهنگ بااصالت و باشکوه هستند. این جشن ها نشانگر روحیه ی شاد و شور وشوق زندگی بوده . وفلسفه اشتیاق به زندگی بوده است. جشن سپندارمذگان یا جشن اسپندگان روز عشق در ایرانیان باستان بوده است روز گرامیداشت زن وزمین بوده است این جشن ریشه در امپراطوری هخامنشیان دارد. اگرچه منابع کهن این جشن را روز پنجم اسفند یاد کرده اند. این روز ،را روز دوستی ، بخشش وعشق نامیده شده است. این روز را در ایران،هند،افغانستان، تاجیکستان وجمهوری اذربایجان جشن می گیرند شاد ومانا باشید.

ناهید ممتاز مشاور وبرنامه ریز اموزشی

۳۰بهمن۱۳۹۸

پنجمین جشنواره مهارتهای حرکتی پایه(مهدهای کودک) و نخستین جشنواره ژیمناستیک برای همه با حضور حدود ۵۰۰ کودک به همراه خانواده هایشان به میزبانی مجموعه ورزشی شهیدحیدرنیا برگزار شد.

در این جشنواره که به منظور توسعه و استعدادیابی در ژیمناستیک برگزار شد تیم های مختلفی از نونهالان ژیمناستیک به انجام حرکات ژیمناستیک پرداختند. مسئولانی از کمیته آموزش، ژیمناستیک برای همه، آکروژیم فدراسیون و نمایندگانی از فدراسیون ورزش های کارگری  نیز در این جشنواره از نزدیک  شاهد هنرنمایی استعدادهای آینده ژیمناستیک بودند